صدای آمدنت
مدام در دلم می آیی و میروی
دلم بهانه آغوشت را می گیرد و روحم هر لحظه آمدنت را نوید می دهد
جسمم پر شده از وجودت و نیازم به بودنت دو برابر
اینک ، ای معجزه خداوند برای دیدن ، لمس و نوازشت بی قرارم
واژه مادری رابا یک دنیا دلتنگی و امید، یدک می کشم.
همچون کودکی مدرسه ای با هزاران امید ساکت را می بندم و لحظه دیدنت را با خود مرور می کنم.
شوق آمدنت وصف ناشدنی است
ای تکرار نشدنی
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم فروردین ۱۴۰۰ ساعت 16:51 توسط nin?؟
|