مدام در دلم می آیی و میروی 

دلم بهانه آغوشت را می گیرد و روحم هر لحظه آمدنت را نوید می دهد 

جسمم  پر شده از وجودت و نیازم به بودنت دو برابر

اینک ، ای معجزه خداوند برای دیدن ، لمس و نوازشت بی قرارم

واژه مادری رابا یک دنیا دلتنگی و امید، یدک می کشم.

همچون کودکی مدرسه ای با هزاران امید ساکت را می بندم و لحظه دیدنت را با خود مرور می کنم.

شوق آمدنت وصف ناشدنی است 

ای تکرار نشدنی