بولایتک یا علی
سلام به شب های سخت علی(ع)
شب هایی که با فرق شکسته در بستر خوابید و زهر در وجودش رخنه کرد و دم نزد
که او علی بود.
نوگلان زهرا(س) را در کنار خود می دید و از چه می توانست دم زند؟؟؟
غم زمانه ........
بی وفایی دنیا.....
در هم شکستن عزیزش بین در و دیوار در ثبات پاکی و وفاداری......
فراق مهربانش
...........................................
علی مگر چاره ای هم داشت که جز چاه با کسی غم خود را گوید
آخر مگر این مردم دنیا غم او را می فهمند؟؟؟
مردمی که تاب تحمل عزیز ترین بنده خدا را به جرم درستکار بودنش در کنار خود نداشتند.
کلام خداوند حق است که می گوید
"این انسان است که به خود ظلم می کند"
علی امشب می رود و ما تنها می شویم وگرنه او که وابستگی به این دنیا نداشت
امیدوار به لقای پروردگارش به سوی او می شتابد
و کلامی نمی گوید جز
"قسم به خدای کعبه که رستگار شدم"
علی می رود تا دگر باره فاطمه عزیزش را از دستان پیامبر باز ستاند و جام زرین پروردگارش را به نوش کشد.
ای مردم علی اگر هم بود به خاطر ما بود
.........................
علی رفت و ما تنها شدیم که دگر چون علی نداریم
اما خدا مهربان تر از آن بود که ما را تنها گذارد . نوگلان علی را برای هدایتمان باز گذاشت و ما باز نفهمیدیم
مردم یک بار هم شده بفهمیم که مهدی زهرا تنهاست.